...
وقتی شقیقههایم از تحمل زخمهای کهنه تیر میکشند
مجبور میشوم
به دورترین عزیزترینم
با بلندترین صدا بیندیشم ...
رویا زرین
M
1:14 PM +
کبود
تار تار میشوی
پودم
گره خورده به آغوشِ تو
M
11:09 AM +
...
از این ایستگاه به آن ایستگاه
کوه البرز روی شانههای من
پنجرههای غبار گرفته
انعکاس خستهی مسافران را
خمیازه میکشند
و
ثانیهها
و
زمان
به سنگینی پُکهای عمیق راننده به سیگارش
میگذرند
از این ایستگاه به آن ایستگاه
در من کسی سر به کوه گذاشته
89/7/11
M
1:07 PM +