شب یلدا
ز گریه مردم چشم‌م نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است

به یاد لعل تو و چشم مست میگون‌ت
ز جام غم، می لعلی که می‌خورم خون است
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است
سخن بگو که کلام‌ت لطیف و موزون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن دمی که ز چشم‌م برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگین‌م
به اختیار که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلب یار می‌کند حافظ
چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است
+
3:41 PM + |
بي‌قراري را کسي آيا توانسته مشق کند؟
تا صبح اگر بنويسم از اين رنج
از اين رنجِ بي‌شمار
تمام نمي‌شود
کلمه‌ها تمام شدند
و زبان من يتيم
بي‌قراري را کسي آيا توانسته مشق کند؟
من
تنها
نگارنده‌ي عشقي مُرده‌ام
بي‌تاب‌تر از آن‌ام که جان‌اش دهم
دست‌هاي تو اما جان دارد
تووي قلب‌ام تکان مي‌خورد
حس مي‌کنم
خوب حس مي‌کنم
هان
تقصير از دست‌هاي بي‌جان من است
که قلقلک‌ات نمي‌دهد
ورنه تو که جان داري
تو که هر روز ديوانه‌تر ام مي کني


...

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
+
2:59 PM + |
سی پاره به کف در چله شدی، سی پاره منم ترک چله کن
سی پاره به کف در چله شدی
سی پاره منم ترک چله کن


نوشته بودی" با من صنما دل یک‌دله کن، گر سر ننهم آنگه گله کن " و من با خودم فکر می‌کردم بعد این‌همه سال هیچوقت این همه یک‌دله نبودم که الان به تو.. فکر می‌کردم باید بذارم تا تو بدونی از یک‌دلی من.خیلی دیر بود...

در حسرت فردای تو
تقویمم رو پر می‌کنم


مامان نیست.دارم ناهار درست می‌کنم. به خیالم لیلا رو تتمیع می‌کنم، حالا که دارم به جای ماکارونی، لازانیا درست می‌کنم پس بیااا خونمون. لازانیا‌ها دارن توی قابلمه قل‌قل می‌خورن. دل‌م می‌جوشه. نشد برای تو غذا درست کنم... شاید نمک‌گیر می‌شدی، این همه ترکم نمی‌کردی...

کلاغ‌ها نام تو را صدا می‌زنند.
من خواب می‌بینم یا آنها فال‌گیر شده‌اند؟


توی جاده، هی به خودم می‌گم آروم بگیر، آروم‌بگیر! اما هر چی خیالِ توست هوارِ برگای پاییزِ درختاست به دلِ من.. با هم سفر نرفتیم. توی جاده سرم رو نذاشتم روی پات و چشمام رو نبستم که تو نتونی دنده عوض بکنی و منو غلغلک بدی که پاشم تا بتونی دنده رو عوض کنی ...

"چکار کنم بتواند بماند، نرود.فقط نرود."

دایی رو از توی مانیتور نشون می‌دن که توی بخش آی‌سی‌یو خوابیده و چشماش بسته‌است. مامان آروم گریه می‌کنه و می‌گه، چشم های آبی‌ش از زیر پلک‌های نازکش معلوم‌ه...
...دل‌م فریاد، جیغ، دل‌م مردن می‌خواد!

ان الله غفور رحیم

"مریم. خستگی آدمو وادار می‌کنه که دور یه دایره‌ای هی بچرخه.. و هی بلندبلند فکر کنه و اگه نتونه راس راسکی.. تو ذهنش گریه کنه. بیا بیرون از این دایره.
یه وقتی می‌خواستم بنویسم از آدمی که یه عمر در انتظار شادی زندگی‌ش، غمگین زندگی کرد.
قصه‌ی ترسناکی بود. ترسیدم از نوشتنش..
مریم جانم، یه چیزی رو حجت بگیر برای دل عزیز خسته‌ت.."


سر نذاشتی، می دونم دیر بود. به وقت نبود.

*بخش آخر چند خطی از نامه‌ی نگرانِ دوست.


1:05 PM + |
...
اتوبان مدرس
ترکشی‌ست
که در من جامانده.

هی رفیق
گریه در سنگر بلدی؟
2:29 PM + |
...
تابم می‌دهی
در گوش‌ا‌م انعکاس فریاد زنی‌ست که کمک می‌خواهد.
تابم می‌دهی
پیشانی‌ام به آبی ته حوض می‌خورد...
ماهی‌ جامانده از دریا
ماهی تنگ می‌شود.
تابم می‌دهی
در آینه زنی دل‌تنگ
به زخم پیشانی‌اش نگاه می‌کند
...
تابم می‌دهی
پایم می‌رود
دل‌م می‌ماند.


16 آبان 89
3:41 PM + |
آن دل که تو دیده‌ای ز غم خون شد و رفت
ما را نبود دلی که کار آید ازو
جز ناله که هر دمی هزار آید ازو
چندان گریم که کوچه‌ها گِل گردد
نِی روید و ناله‌های زار آید ازو

آن دل که تو دیده‌ای ز غم خون شد و رفت
وز دیده‌ی خون گرفته بیرون شد و رفت
روزی به هوای عشق سیری می‌کرد
لیلی صفتی بدید و مجنون شد و رفت


آهنگ ستاره‌دار
12:03 PM + |
...
وقتی شقیقه‌هایم از تحمل زخم‌های کهنه تیر می‌کشند
مجبور می‌شوم
به دورترین عزیزترینم
با بلندترین صدا بیندیشم ...


رویا زرین
1:14 PM + |
Home | Feed | Email | Profile





:: فتوبلاگ ::

:: مي خونم ::
Blogroll Me!
:: گذشته ها ::
Free counter and web stats