خدایااا! یه معجزه
"خدایا! یه معجزه. برای من هم یه معجزه بفرست … مثل ابراهیم … شاید معجزه من یه حرکت کوچیک بیش‌تر نباشه … یه چرخش، یه جهش … یه این طرفی، یه اون طرفی.."

...

اگر آن کاج تنهای کنار پنجره‌ات کمی بلندتر بود، کمی به راست خمیده‌تر، روزنه‌ای نبود تا از آن به انتظار معجزه‌ای بمانم. وگرنه تمام پنجره‌های بسته‌ی این شهر مرا به گریه می‌اندازند.



11:45 AM + |
وان یکاد...
د‌ل‌م شکسته
برایم تخم‌مرغ می‌شکنند
با هزار نقطه و هزار نام که یکی می‌شکندش

نمی‌دانند نام تو در دل‌م نشسته
و برای‌ت وان یکاد می‌خوانم
که هرگز نشکنی.



2:32 PM + |
کاش تمام حرف‌ها شعر تو بود
کاش تمام حرف‌ها شعر تو بود

نشستی برام شعر می‌خونی. من فقط نگاهت می‌کنم. تموم که می‌شه می‌پرسی چطور بود؟ من اصلا نشنیده بودم کلمه‌هات رو. می‌دی دستم تا خودم بخونم. سر در نمی‌یارم از خیلی‌جاهاش. گمون می‌کنم باید هر کلمه‌ای که می‌یاد بهونه‌ای داشته باشه. دل‌م می‌خواد بدونم بهونه‌ها رو .. تو طفره می‌ری، من بی‌خیال می‌شم که هیچوقت اهل زیادی اصرار کردن نبودم. یاد قدیما می‌افتم که شعر‌هات رو می‌فهمیدم و این همه با من غریبه نبودن ...

دل‌م می‌خواد دستات و بگیرم و ازت بخوام که بمونی کنارم، که بذاری باشیم تا هر چقدر که شد. شجاع شدم باتو. منِ حرف نزن. منِ همیشه دیر رسیده .. دست‌ت رو می‌گیرم و حرف می‌زنم. می‌خوام که بذاری ...

می‌گم مردن بلدم. یک بار مردنم رو دیدم. دوباره مردن رو هم تااب می‌یارم. بلدم بعد از ماه‌ها از جام بلند بشم و دوباره زندگی- زندگی؟ اگر گذر روزها اسم‌ش زندگی باشه- کنم. می‌گم آااخر آااخرش مردنه دیگه!؟ گریه می‌کنی که عذاب‌م نده ... من دیگه حرف نمی‌زنم که عذاب‌ت رو نمی‌خوام....

مراقب انگشتات باش- انگشتات بوی بیسکوئیت می‌ده هنوز؟- تا دوباره لای پنجره گیر نکنه. پشت پنجره‌ها همیشه چشم‌ی منتظر نیست. خیال‌ت راحت. پنجره رو آروم ببند. پرده رو کنار نزن.

...

فقط دو نامه. یکی 4 خط. یکی 10 خط. من اما کتابی 100 صفحه‌ای می‌خوانم‌ش.
11:56 AM + |
سحرم کشیده خنجر که چرا شب‌ت نکشته‌ست، تو بکش که تا نیافتد دگرم به شب گذاری
سحرم کشیده خنجر که چرا شب‌ت نکشته‌ست، تو بکش که تا نیافتد دگرم به شب گذاری

توی راه‌ها هر آهنگ‌ی می‌تونه ببرتت ته دریا و مدت‌ها نگه‌ت داره. اونقدر که نفس‌ت بند بیاد و با یه آااه عمیق باز برگردی روی آب. توی راه‌ها می‌تونی خیال کنی توی یکی از اون کلبه‌های دور جنگلی کنار آتیش نشستی و پاهات و دراز کردی و چایی‌ت رو مزه‌مزه می‌کنی و خیال‌ت راحته که از همه دوری و انتخاب کردی که همدم تنهایی باشی . توی راه‌ها دل‌ت می‌خواد تو راننده باشی و هیچکی‌یه دیگه هم کنارت نباشه. به علت لغزنده بودن زمین و مه فراوون، فرمون خودش رها شده و پرت شدی توی مه‌ها و هیچ‌وقت هم کسی پیدات نکنه...

تهران. شهری که دوستش داشتم و دارم؟ شهری شده که توش بغض‌ها بر‌می‌گردن. شهری‌یه که دل‌تنگ‌ترم می‌کنه. شهری‌یه که همه‌ی اتوبان‌هاش به خیابون تو ختم می‌شه. شهری که می‌تونم به هزار و یک دلیل دیگه دوست‌ش نداشته باشم و شهری که به همون دلیل‌ها باز دوست‌ش داشته باشم. شهری که ترک کردن‌ش همیشه محال بوده و این‌روزها به رها کردن‌ش فکر می‌کنم. شهرم، شهری‌یه که بی تو مرا حبس می‌‌شود...
12:43 PM + |
سقفى دارد شادكامى
خلاصه بهارى ديگر
بى حضور تو
از راه مى‏رسد، ...

و آن‏چه كه زيبا نيست زندگى نيست
روزگار است،
...

سقفى دارد شادكامى
كف ناكامى ناپديد است
.

بهار، بهار است، و بر سرِ سبز كردن شاخه‏ها نيست
برف، برف است، هواى شكستن شاخه‏هاى درخت را ندارد
برگ را، به تمنا، نمى‏شود از ريزش باز داشت
با فصل‏هاى سال همسفر شو،
سقفى دارد بهار
كف يخبندان‏ها ناپديد است.

...

دستى براى نوازش و
زانوئى براى رسيدن اگر مانده است

با خود مهربان باش...

....

شمس لنگرودی
8:39 PM + |
مرگ را دانم ولی تا کوی دوست راه اگر نزدیک‌تر دانی بگو
مرگ را دانم ولی تا کوی دوست راه اگر نزدیک‌تر دانی بگو

بغلم می‌کنی. بلدی منو وقتی بغض دارم. سرم رو می‌ذارم روی شونه‌هات. بی‌که حرفی بزنم. سرم رو می‌گیری توی بغلت... از این درد، از این تجربه‌ی دوباره، با تو نمی‌تونم حرفی بزنم... فقط یادم می‌افته چقدر دل‌م برای شونه‌هات تنگ بود .. خیلی تنگ ...

آرتین رو بغل می‌کنم و ساعت‌ها باهاش راه می‌رم... سرش رو می چسبونه به صورتم و گوشش کنار لب‌هامه .. می‌بوسمش. آروم باهاش حرف می‌زنم از تو .. روبروی آینه نگهش می‌دارم و توی چشماش نگاه می‌کنم که داره منو مهربون نگاه می‌کنه .. که یعنی ادامه بده من گوشم با توست .. پشت گردنش رو می بوسم .. پشت گردن‌ش خیس می‌شه از اشک....
...

دل‌م می‌خواست نگذاری از تو بروم. دل‌م می‌خواست نگذارم از من بروی. دل‌م...

جنگیدن بلد نیستم. بلد بودم زمانی انگار که برای خواستن‌هام بجنگم تا آخر.. اما این روزها تنها بلدم رها کنم. می‌ترسم از دوباره درد کشیدن. دوباره پوست انداختن. به رگ‌های آبی رسیده این دوباره بلند شدن‌ها، نازک شدن‌ها. می‌ترسم این‌بار تاب نیارم. می‌ترسم بجنگم و ببازم. ترسو‌ام؟ اوهوم، هستم... قماردیگر؟ چند بار که درد به استخونا‌ت برسه دیگه هوس قمار هم نمی‌کنی. بغل می‌کنی تنهایی‌ت رو، می‌ری واسه خودت یه گوشه دور شدن‌‌ها رو نگاه می‌کنی. اشک هم؟ این روزهاچراغای ماشینا هممش ستاره می‌شن ... ستارههایی با نورهای کش دار و بلند‬. خب این روزها کمی مرهم‌ه ...
....

بحری‌ست بحر عشق که هیچش کناره نیست. آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست.

دل‌م جان سپردن می‌خواست اصلا با تو، توی همون بحری که "هیچش کناره نیست"... دل‌م می‌خواست می‌تونستم دستای تو رو بگیرم بهت بگم بیا نترسیم، تا تهش باهات می‌یام. اما این سوال کردن‌های تو"مریم من چی کار کنم؟". یادم می‌یارن که تنهایی باید تاب بیارم. غرق شدن جراتی می‌خواد که من ندارم.
....

ته نامه‌هات نوشتی: مراقب خودت باش عزیزم...فکر می‌کردم چشمات چشم‌هامو بلدن جانِ دل...
10:30 AM + |
نفس‌های تو در گوشم، کلامی عاشقانه‌است
فرصت نشد، یا جرات نکردم حتی که سرم را بیاورم بالا و نگاه کنم که می‌شد یا نه، که می‌توانستم یا نه.
بس که «نتوانستن» سنگین بود، سنگین هست، آن‌قدر که دیگر تاب «می‌توانستم» نباشد.

...

11:13 AM + |
نه گریز است مرا از تو نه امکان گریز، چاره صبر‌است که هم دردی و هم درمانی
نه گریز است مرا از تو نه امکان گریز
چاره صبر‌است که هم دردی و هم درمانی

گریه داشتم، بغض راه گلوم رو بسته بود. زنگ زدم به تو. سلام که کردم خودت فهمیدی اینور چه خبره. هیچی نگفتم. هیچی نگفتی. فقط آروم گفتی، دارم می‌یام دیگه...

وابستگی در من بسته شده. لابه‌لای زخم‌هایی که از وابریدن آدم‌ها از بستگی‌هاشون به دل‌م مونده. حرفی نمی‌زنم از این که بسته‌ی آدمی شدم.نمی‌خوام دست‌وپاش- دل‌ش- لا‌به‌لای نخ‌های نامرئی‌یه وابستگی گیر کنه تا بتونه وقت‌ش که شد دل‌بکنه و بره. اما گاهی حرف لازم نیست....


2:03 PM + |
دل جای تو شد
دل جای تو شد


جانِ دل.
دل‌م جان‌ش به جانِ تو گره خورده. اگر بروی. اگر نباشی. دل‌م می‌میرد بس جان ندارد.



12:14 PM + |
همیشه اشتباه می‌کنم
همیشه اشتباه می‌کنم

می‌توانم عبور کنم از تو
همچو ردپایی که در برف
می‌توانم ذوب شوم در تو.
تمام زمین
دو راهی پیچیده‌ای ست
پر از علامت ممنوع
و هیچ نقشه‌ای مرا به راه نبرده است
همیشه اشتباه می‌کنم
و آن سوی هر دو راهی ساده
تکه‌های سرنوشت مرا
باد می‌برد .

رویا زرین

9:42 AM + |
سالگشتگی است اين
قاصدکجاناتانلیلایلیلیننهکلاغهکجاییانسانآوازعابریغریبشبانهغربت
علیفروغعلیمانعرایضکارپهدیمآبیآسمانطراوت
لحظهرویایبهارباغبیبرگیآدومیدیادگاردوستمیسآنانیموسدرختکیدرباد

10:23 AM + |
چند نقطه و ابتدای اين شعر را باد برده است
چند نقطه و ابتدای اين شعر را باد برده است

گاهی بیشتر از دو نقطه ستاره باش. کلمه باش. شعر باش. اتفاقِ کوچکِ روزانه‌ات باش. شب به‌خیر باش. دوست‌ت دارم باش. قهر باش اصلا! فقط همه‌ی چیزی باش که پشتِ دو نقطه ستاره‌ت پنهان می‌کنی. من دلم برای از تو خواندن، از تو شنیدن تندتند تنگ می‌شود. با من حرف بزن از پشتِ دو نقطه ستاره‌ات. اصلا بیا و پشتِ دو نقطه ستاره‌‌ها، چند نقطه بگذار. من کودک می‌شوم و باور می‌کنم که ...:* یعنی: "چند نقطه و ابتدای اين شعر را باد برده است".
1:05 PM + |
دریای چشم‌م یکنفس خالی مباد از گوهرت

دریای چشم‌م یکنفس خالی مباد از گوهرت

می‌رم ردیف آخر اتوبوس می‌شینم. کیسه‌ی بزرگی که همراهمه بغل می‌کنم که یک‌وقت با ترمزهای اتوبوس از دستم نیافته. کنارم دو تا دختر نشستن که دارن از خرید‌های عید و این‌که فلان جا کفش دیدم این قیمت، و بهمان جا پالتو دیدم حراج بوده و ... گوش‌م نمی‌شنوه دیگه، از پنجره بیرون رو نگاه می‌کنم. این گریه‌ی لعنتی از من نمی‌گذره ... کافه سارا، تار، چهار‌راه طالقانی، تار، نون باگتی، تار، ... ایستگاه آخره. همینطور صورتم رو رو به پنجره نگه می‌دارم و کیسه‌ام رو محکم‌تر بغل می‌کنم. آخرین نفری هستم که از اتوبوس پیاده می‌شم در حالی که دوتا پنجاه تومنی نو می‌دم دست راننده که بهم لبخند می‌زنه. با لبخند راننده از خط‌کشی‌ عابر پیاده رد می‌شم. با لبخند راننده می‌رسم خونه. توی اتاقم‌م، دیگه لبخند راننده محو شده. منم و کیسه‌ی بزرگ. بازش می‌کنم و نصب‌ش می‌کنم . گریه دارم هنوز. چرا هیچ چیز منو خوشحال نمی‌کنه؟ چرا حتی چیزایی که دل‌م می‌خواسته داشته باشم و بعدش که داشتم هم لبخند دارم نمی‌کنن؟ دوستی می‌گه، زمان‌ش شاید گذشته. یعنی یه چیزی رو زمان‌ی دلت خیلی می‌خواسته. هیچ حرکتی نکردی برای داشتن‌ش یا نشده. بعدش که یه مدتی گذشته و خواستی حرکتی بکنی و امکان‌ داشتن‌ش برات فراهم شده دیگه اون شوقِ به وقت‌ش داشتن رو نداری... نمی‌دونم ... اما می‌تونم بفهمم تو منو به وقت‌ش نداشتی و حالا ....
دارم دی‌وی‌دی گروه شمس رو می‌بینم توی مانیتور جدید. مامان می‌یاد پیشم و با ذوق و شوق می‌گه مبارک‌ه. من اشک دارم فقط...
11:40 AM + |
Home | Feed | Email | Profile





::کافه خرید ::

:: مي خونم ::
Blogroll Me!
:: گذشته ها ::
  • August 2014
  • November 2013
  • October 2013
  • July 2013
  • June 2013
  • May 2013
  • April 2013
  • March 2013
  • February 2013
  • January 2013
  • December 2012
  • November 2012
  • October 2012
  • September 2012
  • August 2012
  • July 2012
  • June 2012
  • May 2012
  • April 2012
  • March 2012
  • December 2010
  • November 2010
  • October 2010
  • August 2010
  • July 2010
  • June 2010
  • May 2010
  • April 2010
  • March 2010
  • February 2010
  • January 2010
  • December 2009
  • November 2009
  • October 2009
  • September 2009
  • August 2009
  • July 2009
  • June 2009
  • May 2009
  • April 2009
  • March 2009
  • February 2009
  • January 2009
  • December 2008
  • November 2008
  • October 2008
  • September 2008
  • August 2008
  • July 2008
  • June 2008
  • May 2008
  • April 2008
  • March 2008
  • February 2008
  • January 2008
  • December 2007
  • November 2007
  • October 2007
  • September 2007
  • August 2007
  • July 2007
  • June 2007
  • May 2007
  • April 2007
  • March 2007
  • February 2007
  • January 2007
  • December 2006
  • November 2006
  • October 2006
  • September 2006
  • August 2006
  • July 2006
  • June 2006
  • May 2006
  • April 2006
  • March 2006
  • February 2006
  • January 2006
  • December 2005
  • November 2005
  • October 2005
  • September 2005
  • August 2005
  • July 2005
  • June 2005
  • May 2005
  • April 2005
  • March 2005
  • February 2005
  • January 2005
  • December 2004
  • November 2004
  • October 2004
  • September 2004
  • August 2004
  • July 2004
  • June 2004
  • May 2004
  • April 2004
  • March 2004
  • February 2004
  • January 2004
  • December 2003
  • November 2003
  • October 2003
  • September 2003
  • August 2003
  • July 2003
  • June 2003
  • May 2003
  • April 2003
  • March 2003
  • Free counter and web stats