مبادا که...
در حاشیه‌ی روز
از مسیر دقایق
یواش رد می‌شوی
مبادا که پیراهن‌ات
به قلاب خاطره‌ای
گیرکند.


حجت‌الله ربیعی
3:30 PM + |
شاید تقصیر، جای دیگری‌ست
دیدی این آدمایی که توی خیابون خیلی جدی دارن می‌رن بعدش یکهو یه سکندری می‌خورن و نزدیکه که بخورن زمین؟ بعدش دیدی این آدما یا از روی خجالت یا این‌که نمی‌تونن قبول کنن که خودشون خودشون رو داشتن می‌زدن زمین، برمی‌گردن با تعجب و همچنان جدی روی زمین رو جوری نگاه می‌کنن که یعنی مثلا دارن دنبال یه فرورفتگی، یه برآمدگی، یه پوست موزِ خیالی می‌گردن که تقصیر رو بندازن گردن‌‌ش، غافل از این‌که شاید تقصیر، جای دیگری‌ست.
3:20 PM + |
بوی مُهر می‌دهد دست‌های مادرم
ته‌تغاری می‌گه، انگار می‌خوایم بریم شمال که شماها اینجوری اثاث جمع می‌کنین و خونه رو مرتب می‌کنین! اوهوم راست می‌گه. وقتِ سفر همش نگران برگشتن هستم که وقتی خسته از جاده می‌رسیم- جاده‌های برگشت همیشه طولانی‌تر و گرد و خاکی‌تر هستن انگار واسه من، البته نه اون وقتایی که ...هرچی که جاده‌ست رو زمین به سینه‌ی من می‌رسه- خونه مرتب باشه. این وقتای قبل از سفر که معمولا هم صبح زوده، تا وقتی مامان در رو قفل نکرده و گاز و در و پنجره رو واسه بار دهم چک نکرده هم هنوز دارم اتاقم رو مرتب می‌کنم،و ... امروز هم همینجوری بود. مامان خیلی بار تکرار کرد که همه کلیداشون رو برداشتن؟ که غذاهایی که درست کرده رو بذاریم توی یخچال و یه وقت بیرون نمونه. که گاز و نگاه کردین؟ بعد از همه‌ی این پرسش و پاسخ‌ها، همه رفتیم پایین و منتظر مامان که خب مامان باز دیر‌تر از همه اومد پایین، داشت از همسایه‌مون خداحافظی می‌کرد. تا وقتی توی ماشین نشست و عکسِ رادیولوژی‌ش رو گرفت توی بغلش و واسمون دست تکون داد و خواهری راه افتاد هم داشت سفارش می‌کرد.
شال‌گردن‌م رو دور گردن‌م می‌پیچم و همراه برادرم راه می‌افتم و گاهی هم الکی سرم رو به نشونه‌ی این‌که دارم حرفاش رو گوش می‌دم تکون می‌دم. فکرم با مامان سوار ماشین شده. فکرم و با مامان فرستادم تا دلش تنگ نشه. فکرم پیش موهای مامان‌ه که تازه یه کم رنگ باز کرده و کم کم داره می‌شه رنگِ زیتونی‌یه همیشگی‌ش. فکرم با دستای مامان رفته که هنوز اونطور که دلم همیشه می‌خواد نبوسیدمشون ..
به ایستگاه تاکسی رسیدم. خداحافظی می‌کنم از برادرم که داره هنوز حرف می‌زنه و ته حرفش می‌رسه بهم که داره می‌گه، کلیدت رو برداشتی...
12:41 PM + |
دردرُبا
قصه‌ی بعضی رابطه‌ها قصه‌ی خودکار بیک و شلوار جین‌ه. با هم که معاشرت کنن میدان مغناطیسی ایجاد شده‌ی بینشون تا مدت‌ها ادامه داره. یه آدمایی هستن که توی این جور معاشرت‌ها خودکار بیک‌ان. یعنی قابلیت اینو پیدا می‌کنن که همه چیز رو به خودشون جذب کنن حتی بعد ازتموم شدن رابطه توی نبودن‌هاشون همه‌چی‌هایی که به اونا مربوط می‌شده یا خودشون مربوط‌‌‌‌ش می‌کنن هم جذب می‌کنن. روزای ابری دل گرفته، ابر‌های بشارت دهنده، بارون و برگا، فیلم‌ها، هنرپیشه‌ها، شعر‌ها،عکس‌ها، آهنگ‌ها.. درد‌ها ...



Labels:

3:04 PM + |
Home | Feed | Email | Profile





::کافه خرید ::

:: مي خونم ::
Blogroll Me!
:: گذشته ها ::
  • August 2014
  • November 2013
  • October 2013
  • July 2013
  • June 2013
  • May 2013
  • April 2013
  • March 2013
  • February 2013
  • January 2013
  • December 2012
  • November 2012
  • October 2012
  • September 2012
  • August 2012
  • July 2012
  • June 2012
  • May 2012
  • April 2012
  • March 2012
  • December 2010
  • November 2010
  • October 2010
  • August 2010
  • July 2010
  • June 2010
  • May 2010
  • April 2010
  • March 2010
  • February 2010
  • January 2010
  • December 2009
  • November 2009
  • October 2009
  • September 2009
  • August 2009
  • July 2009
  • June 2009
  • May 2009
  • April 2009
  • March 2009
  • February 2009
  • January 2009
  • December 2008
  • November 2008
  • October 2008
  • September 2008
  • August 2008
  • July 2008
  • June 2008
  • May 2008
  • April 2008
  • March 2008
  • February 2008
  • January 2008
  • December 2007
  • November 2007
  • October 2007
  • September 2007
  • August 2007
  • July 2007
  • June 2007
  • May 2007
  • April 2007
  • March 2007
  • February 2007
  • January 2007
  • December 2006
  • November 2006
  • October 2006
  • September 2006
  • August 2006
  • July 2006
  • June 2006
  • May 2006
  • April 2006
  • March 2006
  • February 2006
  • January 2006
  • December 2005
  • November 2005
  • October 2005
  • September 2005
  • August 2005
  • July 2005
  • June 2005
  • May 2005
  • April 2005
  • March 2005
  • February 2005
  • January 2005
  • December 2004
  • November 2004
  • October 2004
  • September 2004
  • August 2004
  • July 2004
  • June 2004
  • May 2004
  • April 2004
  • March 2004
  • February 2004
  • January 2004
  • December 2003
  • November 2003
  • October 2003
  • September 2003
  • August 2003
  • July 2003
  • June 2003
  • May 2003
  • April 2003
  • March 2003
  • Free counter and web stats