اين كه بخواي واسه خودت اعتراف كني، هم حس خوبيه هم بد!
اما خب گاهي اعتراف كردن از همه كاراي ديگه بهتره.
مثل وقتايي كه به خودت مي گي : تا الانش تونستي، باقيش رو ديگه نمي توني.يا يه مدلايي بودي و هستي !اما واسه بعضيا ديگه نمي خواي باشي.يا خُب، يه كارايي واسه قبلنات بوده و تو الان مثل گذشته به قبلنات نگاه نمي كني و ...

اصلن اعتراف كردن كمكت مي كنه تا يه راهي واسه بحران ِناخواسته پيدا كني.


پ.ن.البته كه از اين قبيل اعترافات بازم دارم!
پ.ن.اين پست بعدِ حرفامون بااين خانومه نوشته شده وخب يه بخشش حرفاي اونم بوده، كه البته شامل قانون كپي رايت نمي شده.
12:13 PM + |
در زندگی یه وقتایی هست که دلت می خواد، لی لی به لا لات گذاشته بشه شدیدا ".


2:39 PM + |
مدلِ ته تغاري رو دوست دارم.يه پسر با احساس!معمولا حرف گوش كن( خُب البته كه استثنا هم وجود داره!)، دلسوزو كاري(معمولا شبها آخرين بازمانده استكان ها و پيش دستي ها رو وقتي همه خوابن مي شوره، اونم تميز و مرتب!،اهل كتاب و سينما دوست (فيلم مورد علاقه اش، فعلا سينما پاراديزوست !)
كوچيك كه بود( الان 19 سالشه)، يعني اون وقتا كه هنوز مدرسه نمي رفت، چند تايي از شعرهاي حميد مصدق رو حفظ بود و واسه دلبري، گاهي ازشون استفاده مي كرد!
الانم ديشب بچه ام دقيقا وقتي كه من خاموشي اعلام كردم، درِ اتاق رو باز كرده و تو تاريكي مي گه: واست يه چيزي بخونم!؟ مي گم :بخون، فقط چراغ رو روشن نكن!

چه فرقي مي كند زمين كروي باشد يا مستطيل
وقتي سفري در كار نيست ؟
چه فرقي مي كند لحاف در چه اندازه اي باشد
وقتي پايي نداري كه دراز كني ؟
اين خورشيد چه بتابد
چه نتابد
چه فرقي به حال مرده ها دارد ؟


پ.ن. بچه ام خوش تيپ و خوش قيافه هم هست، ايضا". نبود !؟


شعراز رسول يونان
1:26 PM + |
...
دارم داستان تعریف می کنم. برای خودم, یا شاید برای تو که عمود بر من نشسته ای , از نگاههایی که از روی صورتها می گذرند و روی چشمها یک لحظه می ایستند , از آدمهایی که توی خیابان از کنارت رد می شوند و عاشقشان می شوی, از آدمهایی که فقط چند ماه همدیگر را می بینند , نگاهم به نوشته های روی دیوار است که می آیند و می روند و صدای مرد کنار دیوار توی گوشم می پیچد. نوشته ها رد می شوند و صدا از گوشهایم می گذرند و من باز هم به تو فکر می کنم که عمود بر من نشسته ای و برایت , برای خودم, داستان می سازم.


از وبلاگ ِمريم گلي
12:23 PM + |
مثل كارت زدن هر روزه
عادتم شدي !



10:18 AM + |
چرا خوب نمي شم پس من !؟ با امروز 12 روزه مريضم، سرما خوردم. دكترم رفتم همون موقع كه سه روز تب داشتم و توي محل كارم واسم شايعه پراكني كردن كه لابد خبريه اين خانومه سه روزه سرخاب سفيداب مي ماله !!همه قرصامم خوردم حتي، اما خوب نمي شم كه !الان هي سرفه مي كنم و اونقدر سرفه هاي بدي شده كه سرمم درد مي گيره حتي، منم كه از هر نوع سر دردي ،مي ترسم و زودي ادويل مي خورم و ...
.
.
.
همينا ديگه !

پ.ن. غر دارم خُب !
2:20 PM + |
http://www.mamehr.com/
حالا منم يه دات كام دارم كه اولش هديه يه دوست بود و بعدش با همت دوستان ديگه(عرايض و پنجره مان) الان اين شكلي شده، اونم بعد از يك سال و چند ماه كه من تنبلي كردم و ترسيدم و آخرشم خواستم فقط يه جايي باشه كه گاهي توش يه عكسي بذارم و از اين داستانها كه منم دوربين دارم و اينا ...p:
يه كم ديگه كار داره،اما خب اگه باز مي خواستم دست دست كنم، شايد ديگه مناسبتش پيش نمي يومد !
10:26 AM + |
كارت تبريكي كه به دستت رسيد.

سلام قاچاني
خب منم دوست داشتم تولدت اونجا بودم مثل امسال كه تو اينجا بودي. نه، اصلا تو واسه هميشه اومده بودي تا اينجا باشي،(خودخواهم ديگه !) بعدش رضا بهم زنگ مي زد كه تولدت رو امسال چه جوري بگيريم كه تو غافلگير بشي !
يه عالمه نقشه مي كشيديم وآخرش هم مي دونستيم كه نمي شه همچينا هم سرت رو گول ماليد، اما خب به هر حال، ما سعي مونو كه مي تونستيم بكنيم .
مثلا رضا بهت مي گفت، من مي خوام امسال فقط خودمون دو تا بريم بيرون و بعدش تو رو مي برد يه رستوران هيجان انگيز كه فقط هم كباب داشته باشه! ( هيچي مثل كباب كه خوشحالت نمي كنه ) بعدشم آروم آروم مي اوردت خونه، كه تو هيچم شَكِت نبره كه چي انتظارت رو مي كشه و بعد ...


حالا يه كم هم واست فرهيخته بشمP:

آنچه روز بود
در پاي تو ريختم
و آنچه آرزو بود
به سوي تو آوردم

تا در لبخند تو
متولد شود.

آبان ماهي عزيز تولدت مبارك .
16/آبان/85

پ.ن. اينم بگم كه كيك تولدت رو بايد رضا بخره .من كه " بي بي" برو نيستم، ديگه نوبت خودشه.
پ.ن. قسمت ايتاليك شعر از بيژن جلالي.
11:39 AM + |
Home | Feed | Email | Profile





::کافه خرید ::

:: مي خونم ::
Blogroll Me!
:: گذشته ها ::
  • August 2014
  • November 2013
  • October 2013
  • July 2013
  • June 2013
  • May 2013
  • April 2013
  • March 2013
  • February 2013
  • January 2013
  • December 2012
  • November 2012
  • October 2012
  • September 2012
  • August 2012
  • July 2012
  • June 2012
  • May 2012
  • April 2012
  • March 2012
  • December 2010
  • November 2010
  • October 2010
  • August 2010
  • July 2010
  • June 2010
  • May 2010
  • April 2010
  • March 2010
  • February 2010
  • January 2010
  • December 2009
  • November 2009
  • October 2009
  • September 2009
  • August 2009
  • July 2009
  • June 2009
  • May 2009
  • April 2009
  • March 2009
  • February 2009
  • January 2009
  • December 2008
  • November 2008
  • October 2008
  • September 2008
  • August 2008
  • July 2008
  • June 2008
  • May 2008
  • April 2008
  • March 2008
  • February 2008
  • January 2008
  • December 2007
  • November 2007
  • October 2007
  • September 2007
  • August 2007
  • July 2007
  • June 2007
  • May 2007
  • April 2007
  • March 2007
  • February 2007
  • January 2007
  • December 2006
  • November 2006
  • October 2006
  • September 2006
  • August 2006
  • July 2006
  • June 2006
  • May 2006
  • April 2006
  • March 2006
  • February 2006
  • January 2006
  • December 2005
  • November 2005
  • October 2005
  • September 2005
  • August 2005
  • July 2005
  • June 2005
  • May 2005
  • April 2005
  • March 2005
  • February 2005
  • January 2005
  • December 2004
  • November 2004
  • October 2004
  • September 2004
  • August 2004
  • July 2004
  • June 2004
  • May 2004
  • April 2004
  • March 2004
  • February 2004
  • January 2004
  • December 2003
  • November 2003
  • October 2003
  • September 2003
  • August 2003
  • July 2003
  • June 2003
  • May 2003
  • April 2003
  • March 2003
  • Free counter and web stats