دلم می خواهد
تو باشی
با قل خوردن باران روی گونه ات

گاهی که تنهایی هوارم می شود
و آسمان یکپارچه
ابر اندوه جهانم را می باراند

دلم می خواهد
تو باشی
با شانه ای که سر بر آن بگذارم ...




علیرضا بابایی
4:17 PM + |
شاید یه راه . یه راه که دیگه به آخرش چیزی نمونده باشه ...
نه از اون راه ها که وقتی تموم شد، یه آه بکشی و بگی : همین !؟
از اون راه ها که وقتی تموم شد یه عالمه حرف داشته باشی و آخرِ راهه هم یه دوست منتظرت باشه که بگه : خب ، بگو ببینم تو راه ها چی گذشت ؟؟ بعدش با خیال راحت کفش هاتو در بیاری و کوله ات رو بذاری کنارش و بشینی و هی حرف بزنی و تو چشماش ببینی که داره گوش می ده و هر از گاهی هم دستت رو می گیره که یعنی : حواسم بهت هست ، خُب ، بعدش چی شد؟ ....

آره شاید همونو دلم می خواد .

3:46 PM + |
چرا بلد نیستم جرات ِ بیشتری داشته باشم ؟! چرا ترسوام ؟! چرا بلد نیستم واکنش اطرافیانم رو حدس بزنم ؟ تا جلوی اتفاق هایی رو که داغونم می کنه بگیرم ؟!
می دونی این چند روز چقدر بهت فکر کردم ؟! هر روز صبح تا چشمامو باز می کردم ، تو راه ها تا برسم سر کار ، تا بیام خونه و تا شب که بخوام بخوابم . اونوقت هی دلم پر می شد از یه دلشوره و هی یه چیزی تو دلم سُر می خورد و حالم رو بد می کرد . اگر برای همیشه از دستت می دادم ؟! اگر تا آخر عمر وجدان درد می گرفتم ؟! اگر ....

دلم می خواست نوشت هامو بدون ِ اینکه یه بار دیگه بخونم، پست می کردم .تا هی مجبور نشم سر و ته حرف هامو بزنم ! بعد هم تو دوباره خوندنم یادم بیاد که چقدر از اینجوری بودنم لجم می گیره !


6:00 PM + |
یه وقتایی هست که ، بغض ِ هی می یاد می چسبه به گلوت و تا پشت ِ پلکات رو خیس می کنه و بعد تو به سفیدی ِ سقف نگاه می کنی و با یه نفس ِعمیق برای یه زمان ِ کوتاه اشک هاتو می فرستی عقب تر ، خُب ؟!

از اون وقتامه .


8:52 PM + |
هی !
گمون می کنم به قدمهای بی صدای من داری عادت می کنی .
امممم ... خُب یعنی منظورم اینه که، هی فقط ، من بیام و بیام ، تا کجاش و تا کی ، برات مهم نیست انگار ! می دونی که اینجوری ترس برم می داره ؟! یه ترس ِ بد که هی هم زیاد می شه ، تو هم که نمی بینیش و دلت به بی صدایی ها خوشه ، نمی زنیش کنار تا بدون حضورش ، برات از نگه داشتن خاطره های خوب بگم . که باید یه جایی تو قلبت بمونه و تو قلب ِ همه آدم ها باز هم واسه چیزهای خوب و تلخ جا هست ، اونم زیاد ، بدون اینکه حتی قبلی ها پاک شن .
قبول دارم که حدود ِ یه رابطه ی دوطرفه باید دست ِ هر دو طرف باشه . اما از یه طرفه رفتن و ترسیدن ِ مدام خسته می شم. بیشتر اون موقعی کم می یارم که فکر می کنم نمی شنوی ، اصلا می شنوی شاید ! ها؟! خُب اعتراف می کنم که ، اینجا ترس ِ بود که جام حرف زد !

همینا دیگه ... هیچم کم نیاوردم هنوز اما ! خسته شدم، اما کم نیاوردم .اینو مطمئن باش . چون آخر ِ آخرش خداحافظی یه، که اونم عین ِ خیلی چیزهای تلخ ِ دیگه ، باور کردم . همونطور که، یاد آوری ِ ، یه سلام رو .


4:50 AM + |
خسته ، خسته ، از راهکوره های تردید می آیم .

با غلغله ها ، تردیدها ، ترس ها و غلغله مردد تلاش ها .

ابر می گرید
باد می گردد
مرغ باران می دهد آواز :

-ای شبگرد !
از چنین بی نقشه رفتن تن نفرسودت
؟




شاملو
6:58 PM + |
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود             وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر                 آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه            کز دست غم خلاص ِ من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده​ام روان                       باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حد یث ما بر دلدار بازگو                       لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود


8:07 PM + |
در گرفتن دستانم تردید می کنی .

دستانم را به زمین می گذارم و
پیشانی بر خاک.

دستانم را بگیر .
2:15 AM + |



دلهایمان پیش هم بود ، شاید
که چرخش نگاهت را چرخیدم
و نگاهمان به هم گره خورد
دلتنگی به بیقراری سر انگشتانمان رسید همزمان
و از پشت ِ فاصله ها گفتیم : الو !

دلت پیش من بود شاید
که دستهایم بوی مریم می داد و
هر صبح گنجشکها برایم دست تکان می دادند.

دلم پیش من نیست !
که تنها ردِ آسمان ِ گرفته به تهی نگاهم می بارد
و صبح ها به کلاغ ِِ نشسته برکنج ِ دیوار
می گویم : سلام ، صبح به خیر
راستی ! روز ِ خوبی است ، نه !؟
1:03 AM + |
Home | Feed | Email | Profile





::کافه خرید ::

:: مي خونم ::
Blogroll Me!
:: گذشته ها ::
  • August 2014
  • November 2013
  • October 2013
  • July 2013
  • June 2013
  • May 2013
  • April 2013
  • March 2013
  • February 2013
  • January 2013
  • December 2012
  • November 2012
  • October 2012
  • September 2012
  • August 2012
  • July 2012
  • June 2012
  • May 2012
  • April 2012
  • March 2012
  • December 2010
  • November 2010
  • October 2010
  • August 2010
  • July 2010
  • June 2010
  • May 2010
  • April 2010
  • March 2010
  • February 2010
  • January 2010
  • December 2009
  • November 2009
  • October 2009
  • September 2009
  • August 2009
  • July 2009
  • June 2009
  • May 2009
  • April 2009
  • March 2009
  • February 2009
  • January 2009
  • December 2008
  • November 2008
  • October 2008
  • September 2008
  • August 2008
  • July 2008
  • June 2008
  • May 2008
  • April 2008
  • March 2008
  • February 2008
  • January 2008
  • December 2007
  • November 2007
  • October 2007
  • September 2007
  • August 2007
  • July 2007
  • June 2007
  • May 2007
  • April 2007
  • March 2007
  • February 2007
  • January 2007
  • December 2006
  • November 2006
  • October 2006
  • September 2006
  • August 2006
  • July 2006
  • June 2006
  • May 2006
  • April 2006
  • March 2006
  • February 2006
  • January 2006
  • December 2005
  • November 2005
  • October 2005
  • September 2005
  • August 2005
  • July 2005
  • June 2005
  • May 2005
  • April 2005
  • March 2005
  • February 2005
  • January 2005
  • December 2004
  • November 2004
  • October 2004
  • September 2004
  • August 2004
  • July 2004
  • June 2004
  • May 2004
  • April 2004
  • March 2004
  • February 2004
  • January 2004
  • December 2003
  • November 2003
  • October 2003
  • September 2003
  • August 2003
  • July 2003
  • June 2003
  • May 2003
  • April 2003
  • March 2003
  • Free counter and web stats