گل یا پوچ ؟
مشت تو
و پوچ
گل یا پوچ ؟
مشت من
و گل
بگو ، در این همه پوچ
گلی هم میان مشتت بود ؟!
M
10:54 PM +
از بی تفاوتیم رنجیدی؟!!! گفتی بی رگم ؟!!!
آن وقت که از من خواستی برایت بله بگیرم
نه ! نرنجیدم ! اصلا !!!
فقط ...وقت رفتن
تمام رگ هایم را زدم
و با بله برگشتم .............
رنجیدی؟!!
M
11:31 PM +
شاید اگر دستانت را گرفته بودم و سر بر شانه هایت گذاشته بودم
شاید ... اگر بغضم را به چشمانم زنجیر نکرده بودم ، تا باران نیازم را نببینی
امروز
اینگونه
اشک
دارم
نمی زد ./
M
11:41 PM +
هر اتفاقی هرچند ساده بی دلیل نیست
تو آمدی
که بگذری چون باد از خاطراتم ، تو به زندگیم آمدی تا بدانم هنوز هم می توانم دوست داشته باشم ، بعد از سالهایی که نخواستم و دل نبستم .
تو می آیی و می گذری ... وحضورت می پیچد به تمام خاطراتم ...
تو نیستی
و من به دنبال بهانه ای هستم که این نبودن را اتفاقی بدانم که سهم من بوده و تو آمده بودی تا در زندگیم نقشی داشته باشی هر چند کوتاه اما ماندنی ، همین که برای مدتی گمان کردم دلم برای نبودنت تنگ میشود ، که شک میکنم بین خاطراتم و تو ، که هنوز هم حاضرم بشکنم تا شکسته شدن را نبینم ، که ...
همه و همه را وامدار توام ، وامدار آمدنت و رفتنت ./
M
11:25 PM +
قبلنا که تب میکردم ، خواب می دیدم یه کوه از جنس قند، داره آوار میشه ومی ریزه رو سرم و من وسط همه آوارها دارم دست و پا میزنم با فریاد هایی که همه بی صداست و کسی به کمکم نمی یاد ...
اما دیشب فرق کرده بود ... تو یه ماشین که در هاش بسته بود و من هر چی تقلا می کردم باز نمی شد ، از یه صخره سنگی سقوط میکردم ،و با فریاد های که شنیده نمی شدن چون بی صدا بودن ، کمک می خواستم ...
مدل تب کردنم فرق کرده انگار ، همه چیز خیلی واقعی تر شده و مدل کمک خواستن های بی صدا ، تو همشون مشترک !!!
سرما خوردم اساسی ... چشم چپم اونقدر درد میکنه که هر لحظه منتظرم بزنه بیرون ، بعدش هم خیلی تلخم وتازه گلوم هم درد میکنه ، امروز رو به خودم مرخصی استعلاجی دادم، تازه امروز یه روزیه که همچین دلم نمی خواد اسمش رو بگم ، اینکه مریضم، بهونه خوبیه تا حسود کهنگی مو پنهون کنم و از خونه بیرون نرم ، به مناسبت این روز عکسی هم نمی ذارم ... ( آخر مدل های بد جنسی و حسود کهنگی و بد مریضی ...)
M
2:54 PM +
كدام گوشه قلبم را به تو بدهم ؟
تا دلت را خط نياندازد
كه تمام دلم ، خط خطي ست
M
11:14 AM +
دیروز روز خوبی بود و جای خیلی ها خالی بود ...
نقشه ما به خوبی اجرا شد و سوژه مورد نظر که یه کم بو برده بودن ، خب هر چی باشه آی کیو صنعتی شریف می زنه و این حرف ها ( لج نکنین آ !!) ... غافلگیر شدن ...
نمیتونن بگن غافلگیر نشدن ! اگه به کل کل کردن و کم نیا وردنه، من تا آخرشم هستم ...
اونقدر غافلگیر شدن که در مقابل عکس انداختن نتونستن مخالفتی داشته باشن ، و این یعنی دو هیچ به نفع ما ، اصلا فکرشم نمی کردن دوست خودشون هم یه چند ساعت بیاد تو گروه ما و بشه شریک جرم ، حسابو میکنه سه هیچ به نفع ما ... :)
بعدش هم ما ( که اونقدر از همدستی مون لجشون گرفته بود) ... میخوایم یه موتور بخریم بریم شمال ... میشه چهار هیچ به نفع ما ...
تازه شیش تایی یاش ... ( با بوق و موج مکزیکی بخونین )
بماند که آخرش به آب زیر کاهی متهم شدم ... اما با همه این حرف ها ،
تولدتون سبز با بهترین آرزوها ...
M
10:13 PM +
براي شكستن
يك ، نه كافي بود
ترحم بهانه ايست براي تَرك برداشتن ِ
انتهاي من
كافي ست !
نگاه كن آسمان سكوت مرا بغض كرده ./
8/2/75
تو هميشه ميگفتي ، همه آدم ها علم غيب ندارن و بايد خيلي چيز ها رو به زبون آورد ، ما 12 سال هم بيشتره كه با هم دوستيم ، و من امروز حرف هايي رو مي زنم يا كارهايي ميكنم كه اون روزها نمي گفتم و نمي كردم ، تو هميشه لجت ميگرفت و ميگفتي مغرور تر از من نديدي ، نه اينكه تو دلم نبودن يا نمي خواستم تو بدوني ، نمي دونم مدلم اينجوري بود و خب ، الان يه كمي بهترم ، اونقدر كه تو روبوسي به علم و اشاره مامان نمي ذارم برسه و خودم ميرم جلو ...!!!
هميشه ميگفتي اگر دلت براي كسي تنگ ميشه ، به زبون هم بيار نه اينكه فقط چون زنگ زدي اون بايد بفهمه كه تو دوستش هم داري يا دلت هم تنگ شده بود ... و من امروز ... زنگ ميزنم و ميگم كه دلم برات تنگ شده ، كله كو ...
اما ...
از راه هاي يك طرفه كه هي ميري و نمي رسي ، گاهي لجم ميگيره ، يعني كم مي يارم ...
من كه ميگم جرات داري از تو آينه بيا بيرون ... !!!
M
3:04 PM +
جرات داری از تو آینه بیا بیرون ،
همچین بزنم تو گوشِت که ، اونور آبهای خروشان بیافتی پایین .
حالا از من گفتن ...
M
11:45 PM +
غرض از تحرير اين كلمات ، ساعات مباركي بود كه در خدمت نور چشم عزيز و مهربان به سر شد
دوري راه مانع از اين نشد كه كام دلمان بر اورده نشود*
با آن همه مرحمت و چاكر نوازي ... شاداب شد ضميرم چون لاله در بهار
وام دار مهر بي كرانتان هستم
رقم كمترين .. ما مهر
تحرير شد به تاريخ نه ذيحجه ، يك هزار و چهارصد و بيست و چهار هجري قمري
پ.ن
* كومي دلش ور اومه د
تركيب اصفهاني ست ./
M
2:37 PM +