نه !
هرگز شب را باور نكردم
چرا كه
در فراسوي دهليزش
به اميد دريچه اي
دل بسته بودم./
M
10:44 AM +
اي تكيه گاه و پناه زيباترين لحظه هاي
پر عصمت و پر شكوه تنهايي و خلوت من
اي رفته تا دوردستان
آن جا بگو تا كدامين ستاره ست روشن ترين
هم نشين شب غربت تو
اي همنشين قديم شب غربت من .
كاست تنها صداست كه مي ماند با صداي فروغ
رو دارم گوش ميدم،
ميدوني اولين كتاب شعر فروغ رو تو براي تولدم خريدي
و توش برام نوشتي
(مريم عزيزم تولدت مبارك
دوستت دارم را من دلاويزترين شعر جهان يافته ام)
من در اين آيه تو را آه كشيدم آه
من در اين آيه تو رابه درخت و آب و آتش پيوند زدم
آه سهم من اين است ، سهم من اين است
سهم من ..../
M
2:38 PM +
خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه ي آنهاست.
سلام
( برخاستم و وانمود كردم
كه نفسي دارم بلندتر از آنچه در خود احساس مي كردم،
و گفتم: ”برو كه من نيرومند و بي باكم“)
اين يك نامه است واسه تو كه راه دوري ، واسه دلتنگيم
چند وقته كلافم ، ميدوني شايد بايد يك چيزهايي رو
تو چشمات بگم ، بغلت كنم بگم بايد باشي تا ...
رفتم خونتون ، اما دلم 1000 تا گرفت از پله ها كه بالا ميرفتم
راستش دلم مي خواست برگردم و...
ميدوني هر وقت دو تا دوست رو مي بينم كه...
دلم ميگيره ،آره شايد هم حسوديم ميشه ،آخه چرا تو نيستي ؟
وقتي پشت تلفن گفتي مطمئني كه اگر من بودم يا تو اينجا بودي
الان كه بهم احتياج داري چه كارا كه برات نمي كردم ، و اينو با اطمينان گفتي
ذوق كردم
ممنون كه از دوستيمون اينقدر مطمئني، خوشحالم و ممنون .../
وقتي يك بار ديگه خوندم ديدم ، اين يك دلتنگي نوشته شده است تا يك نامه !
M
3:24 PM +
دوستت دارم
چون دست بر دل افسرده ام مينهي
زنگارهاي بي ارزش و بيمقدار به سويي ميزني
و نور ميتاباني بر گنجينههاي پنهاني كه
تاكنون در ژرفا مانده بودند.
با اينكه دنياي حرفها و دلمشغولي هامون با هم يكي نيست
با اينكه تو ازم خيلي دوري ...
هنوزم وقتي باهام درد دل ميكني ،... تلخي ها و شادي ها ،
غربت و تنهايي تو با من قسمت ميكني ميبينم كه هنوزم ما
به هم نزديكيم و ...
و دوست بودن در نهايت به همين معناست.
M
12:17 PM +
سايه اي بر دل ريشم فكن اي گنج روان
كه من اين خاك به سوداي تو ويران كردم...
دوست دارم ، تا نگاهم كردم اينو گفتم
من مي دويدم اما بهت نمي رسيدم ، يكهو تو ايستادي
برگشتي و نگاهم كردي ...دوست دارم ...خواستم دستتاتو
بگيرم ، اما تو نبودي ، تاريكي بود و تاريكي واين تكرار
هر روزه ، اين تنهايي و اين بغض بيقرار...
دوست دارم./
M
11:17 AM +
اكنون منم در انتظار تو
هر روز و شب هر شب و روز
مي فشارم روي هر خاطره
صورت هستم را هنوز
ما چه هستيم در دشت روزگار ؟
گلهاي كوچك انتظار
ما با هم هرگز آرام نبوديم
...نه آرام نبوديم، هرگز ...
M
7:32 PM +
يا بايد بالا بروي
يا از تو بالا مي روند...
اميدوارم كه چيزي اون بالا باشه!
M
11:57 AM +
مي داني ... وسوسه دانستن اين در من پرپر مي زند
كه در ميان هياهوي اين هميشه، گذر يك ياد گريزپا
،آيا هرگز گيسوي انديشه ات را پريشان كرده است؟
ليلاي ليلي
فرصت اين كارهارو نداري ومن بايد بپذيرم
كه تو عوض شدي ، مسخره است ( وبلاگ خوندن )
هميشه اون كارهايي كه ازت خواستم ( با اصرار هم خواستم )
برات مسخره بوده كارهايي كه خيلي هم سخت نيستن مگر اينكه نخواي
انجامشون بدي و اونوقته كه مسخره است..../
تو خيلي كارها كردي كه هم برام مهم بوده هم كسي تا امروز برام نكرده
تو برام خيلي عزيزتر از اوني هستي كه تو خيالته اما...
...مسخره است ... حتي از تو نوشتن هم برات مسخره است .....
M
3:53 PM +
تو نه چناني كه منم
من نه چنانم كه تويي
گر مه و خورشيد شوم
من كم از آنم كه تويي
حالم زياد خوب نيست، گردنم درد ميكنه .
كاش نيومده بودم سر كار، كاري هم ندارم اما حوصله اداره رو ندارم شروع كردم
آرشيو ليلاي ليلي رو خوندن هر چي مي خونم بيشتر ميشناسمش و بهتربه نوشته هاش نزديك ميشم ./
M
2:42 PM +
بعضي كارها احساسي و
ممكنه باعث سؤ تفاهم بشه ./
M
2:58 PM +
دستي براي بلند شدن
براي فرو نرفتن
براي گريز از تكرار
براي عبور از حجم دوستي
براي روشن نگه داشتن شمع ها
دستي براي دوستي
و
صدايي كه ميگفت : دستهايت را دوست دارم
شنبه است
ومن ديشب خوب نخوابيدم تمام گذشته ام رو راه رفتم،
از كنار
راه هاي تكراري كه تا حالا چند بار رفتم
راه هايي كه ، ترسيدم تا آخرش برم واز وسط راه برگشتم
راه هايي كه ،اصلاْ شروع نشدن و همچنان خاكي و دست نخورده موندن
من،بايد ازوسط راه هاي برگشته ،راه هايي كه ، خاكي و دست نخورده موندن
دوباره شروع كنم ./
كفشهام كو؟
M
1:42 PM +