سکوتِ بین ِ دو خداحافظی
خداحافظی‌هامون رو دوست دارم. وقتی یکی‌مون بلند و مطمئن می‌گه، خداحافظ و اون یکی هم بلند و مطمئن جواب‌ش رو می‌ده. اما هیچ‌کدوم قطع نمی‌کنیم. اندازه‌ی چند ثانیه سکوت و باز یه خداحافظی‌یه دیگه اما این‌بار آروم و نامطمئن که بعد از این آخری هر دو با هم گوشی رو می‌ذاریم. این سکوتِ چند ثانیه‌یی رو دوست دارم. انگار که توی اون سکوتِ بین ِ دو خداحافظی- مطمئن و نامطمئن- حرفای گفته نشده‌یی هست که پر از، بمون، پر از دل‌تنگی، پر از حرفایی که نمی‌گیم به هم یا قبلش گفتیم اما توی این سکوتِ قابل لمس‌تر می‌شن...
گوشی رو می‌ذارم و فکر می‌کنم که چه خوبه که هنوزم خداحافظی‌هامون رو دوست دارم و تو رو که لابه‌لای سکوتم پررنگی...
12:01 PM + |